![]() |
|
![]() |
||||||||||||
|
|
|
|
||||||||||||
|
|
عکس های ایتالیادوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387سلام دوستان بعد مدت ها اومدم تا جدی جدی این وبلاگرو ادامه بدم...به یک نویسنده هم نیاز دارم...کی کمکه من می کنه؟؟تو بخش نظرات اعلام کنه و آیدی شو بده. دوستان در ادامه مطلب می تونید یه سریع عکس های باحال مرتبط با ایتالیا مشاهده کنید. برای دیدن عکس ها به ادامه مطال بروید .در ضمن آدرس جدید این وبلاگ www.forza-italia.tk هست.حتما تو سایت نظر بدهید.برای دیدن همه عکس ها به ادامه مطلب
|
|
||||||||||||
|
|
ایتالیا ی یورو 2008دوشنبه بیستم خرداد 1387سلام...مدت ها بود من نظر نداده بودم ولی حالا اومدم یک چیزی در وبلاگ اینتالیا بگم...یورو ۲۰۰۸ شروع شده و ایتالیا بازی های خیلی مهمی داره و اگه با آرزوی من و شما و توتی و ویری و ... به قهرمانی برسیم واقعا جای کف زدن داره....ولی ازتون خواهش می کنم شمایی که عشق ایتالیا بودین و تو این وبلاگ به هر دلیلی اومدین شب قبل شروع بازی از ته دلی داد بزن خدایا من ایتالیا رو دوس دارم...اگه خدا صدای دل مارو که بلنده بشنوه صدای ایتالیا رو تو جهان بلند می کنه ....اگه وتسه استالسا دعا کردی ان شا الله هر چی می خوای خدا بهت بده....
به وبلاگ جدید من راجع به یورو ۲۰۰۸ مراجعه کنین: www.football-euro-2008.coo.ir |
|
||||||||||||
|
|
آ.اس.رم(تاریخچه)جمعه هفدهم اسفند 1386
آ س رم یکی از باشگاههای دسته اول (سری آ) ایتالیاست این باشگاه در فصل گذشته در این دسته بعد از تیم فیورنتینا پنجم شد و نایب قهرمان امسال جام حذفی ایتالیا شد این باشگاه توانست در فصل ۹۹-۲۰۰۰ مقام اول این لیگ را دریافت کند. ورزشگاه این تیم ورزشگاه المپیک رم نام دارد. این تیم در سال ۱۹۲۷ تأسیس شد و مربی این تیم اسپالتی است. این تیم تیمی مردمی ودر عین حال محبوب است ونه تنها توتی بلکه بزرگانی همچون فالکائو،پروزو،کارلو آنچلوتی (مربی موفق آث میلان)و برونو کونتی (یکی از اعضای موءثر تیم ملی ایتالیا در قهرمانی جهان)را به دنیای توپ گرد معرفی کرده است اما از دیگرنکات جالب مربوط به این تیم میتوان به القاب مختلف تیم و بازیکنانش اشاره داشت در زیر به معرفی بیشتر باشگاه میپردازم: اسامی مستعار باشگاه:گرگهای شهر رم،زرد وقرمزها،جیالوروسیهای رم نام کامل باشگاه:آسوسیاتزونی اسپورتیوا روما آ.اس.رم
۳بار قهرمانی لیگ به سالهای۲۰۰۱ و ۱۹۸۳ و ۱۹۴۲
یک بار قهرمانی در سوپر جام افتخارات اروپایی: فیرکاپ ۱۹۶۱وجام آنگلو ۱۹۷۲ |
|
||||||||||||
|
|
روبرتو باجوجمعه هفدهم اسفند 1386روبرتو باجو فوتبالیست شهیر ایتالیایی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ این کشور است. ظرافت بازی و تکنیکهای نرم باجو هر فوتبالدوستی را به تحسین او وا می داشت. باجو برای بسیاری از تیمهای ایتالیایی از جمله فیورنتینا، یوونتوس، آث میلان، اینترمیلان و برشا بازی کرد و در چند جام جهانی نیز در تیم ملی ایتالیا بازی کرد. اوج درخشش او در جام جهانی 1990 بود. ایتالیا به لطف بازی درخشان باجو و نه قدرت تیمی، به فینال مسابقات جام جهانی 1994 آمریکا رسید. اما با وجود اینکه او به خبره بودن در ضربات کاشته مشهور بود، آخرین پنالتی تیمش در فینال جام جهانی 1994 (مقابل برزیل) را هدر داد تا ایتالیا جام را از دست دهد. آن پنالتی را میتوان سیاهترین نقطهٔ ورزشی باجو دانست. روبرتو باجو پیرو مکتب بودا بود و در ایتالیا به او لقب بودای کوچک را داده بودند , بر روی بازوبند کاپیتانی او هم همیشه کلماتی به زبان چینی و مرتبط با بودا خودنمایی می کرد. |
|
||||||||||||
|
|
میکل آنژ
میکلآنژ بوناروتی، (میکلانجلو دیلودوویکو بوناروتی سیمونی)، نقاش، پیکرتراش، معمار و شاعر ایتالیایی. زادروز وی ۶ مارس ۱۴۷۵ در توسکانا است. میکلآنژ یکی از هنرمندان نابغه تاریخ و معروفترین چهره رنسانس ایتالیا است. وی در تاریخ ۱۸ فوریه ۱۵۶۴ در رم درگذشت.
میكل آنژ، از مارچلو ونتوسی. [ویرایش] زندگی نامهمیکلآنژ دومین پسر از خانواده «لئوناردو دیبوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دینری» است. پس از تولد میکلآنژ خانواده بوناروتی بهفلورانس مهاجرت نمود. مادر میکلآنژ، پس از بهدنیا آوردن سه پسر دیگر، چشم از جهان فروبست. او از دوران کودکی، برخلاف میل پدرش، علاقمند به هنر و تحصیل در این رشته بود و سرانجام در پی نزاعی سخت با پدرش به هدف والای خود رسید. در سن سیزدهسالگی به عنوان دستیار حقوقبگیر، در کارگاه «دومنیکو ژیرلاندایو»، استخدام شد. وی نزد استادش به کارآموزی پرداخت و پایه و اساس نقاشی روی دیوار مرطوب را یاد گرفت و مانند بسیاری از هنرمندان همدوره خود در فلورانس، در کلیسای کوچک «برانکاچی» بهتحصیل هنر پرداخت. گرچه در ابتدا به نقاشی روی آورد اما غریزه طبیعی وی مشتاق هنر پیکرتراشی بود، از این رو پیش از اتمام دوره نقاشی، به عنوان استاد به مدرسه مجسمهسازی که بهوسیلهٔ استاد «لورنسو» در باغهای مدیچی تأسیس شده بود، منتقل شد. هنوز سهسال از عضویت وی در مؤسسه و مدرسه مدیچی سپری نشده بود که استاد لورنسو چشم از جهان فروبست و پسرش «پیرو دیمدیچی» که فاقد استعداد و کیفیت هنری پدرش بود، جانشین او شد. دراین هنگام شهر فلورانس دستخوش ناآرامی و قیام گروههای مختلف گردید و جان بسیاری از هنرمندان نیز مورد تهدید و تعدی قرار گرفت. میکلآنژ با تیزهوشی غریزی خود قبل از شروع آتش جنگ بهاتفاق دوتن از همراهانش بهشهر بولونیا کوچ نمود. میکلآنژ بیست ساله در بولونیا مورد استقبال دوستانه یکی از اعضاء خانواده «آلدوراندی» قرار گرفت و بلافاصله قرارداد ساختن دو تندیس از پیکر مقدسین و مجسمه یک فرشته برای مقبره «دومنیکوس مقدس» در کلیسای «سنت پترونیوس» را با وی منعقد نمودند. پس از یکسال اقامت در بولونیا، از جانب هیئتی در فلورانس برای احداث سالن اجتماعات شهرداری، بهآن شهر دعوت شد. [ویرایش] بازگشت به فلورانسمیکلآنژ زمانی به فلورانس بازگشت که کشیشی از فرقه دومنیکنها بهنام «ساوونارولا» با برقراری «تئوکراسی» و «حکومت مذهبی»، قدرت را در دست گرفته و مسیر سیاسی و اجتماعی جامعه را دستخوش تغییرات نموده و قوانین سخت مذهبی را بهمردم تحمیل کرده بود. این تحولات در افکار میکلآنژ جوان، دانته و دیگر افلاطونیان تأثیر عمیق برجای نهاد. میکلآنژ پس از آغاز به کار در فلورانس، مورد توجه هنردوستان قرار گرفت و بهسفارش یک فروشنده آثار هنری، تابلوئی بدلی از روی نسخه اصلی «کوپیدوس» ترسیم نمود و طبق خواسته کارفرما، رنگآمیزی آن را بهشیوه آثار عتیقه انجام داد و بدون دریافت اضافهدستمزد شاهکاری نو از اثری قدیمی خلق نمود. این تابلو به عنوان یک اثر اصیل و عتیق بهاسقف «رافائل ریاریو»، اسقف «کلیسای جورجیوی مقدس» در رم فروخته شد. پس از مدتی اسقف ریاریو متوجه این کلاهبرداری شده و فروشنده را مجبور به بازپرداخت مبلغ دریافتی نمود. اسقف ریاریو که شیفته کار هنرمندانه نقاش جوان شده بود وی را مورد تفقد قرار داد و بهرم دعوت نمود. [ویرایش] اولین اقامت در رممیکلآنژ دعوت اسقف را پذیرفت و در سال ۱۴۹۶ برای اولین بار بهرم رفت. این اقامت تا سال ۱۵۰۱ بهطول انجامید. در همان ماههای اول، امید هنرمند نابغه بهاسقف هنردوست، تبدیل بهیأس شد، حتی مورد حمایت «پیرو دیمدیچی» که بهعنوان تبعیدی در رم زندگی میکرد، قرار نگرفت. تا این که بر اثر آشنایی با نجیبزادهٔ رومی بهنام «ژاکوپو گالی» و حمایت او، با اسقف فرانسوی «ژان دو ویلار» آشنا شد و از هر دو نفر سفارش ساخت تندیسهای کوپیدوس، «باخوس» و «پییتا» را دریافت نمود. [ویرایش] بازگشت دوباره بهفلورانساولین اقامت میکلآنژ در رم به مدت پنجسال به درازا انجامید. در این زمان فلورانس صحنهٔ ناآرامیها و مبارزات سیاسی بود. ورود سربازان فرانسوی بهخاک ایتالیا از یک طرف و «حکومت مذهبی» اسقف ساوونارولا و سقوط نهایی آن از سویی دیگر، همچنین جنگهای خارج از منطقه و پایداری نیروهای مقاومت مردمی، محیط نامساعدی را برای هنر و هنرمندان به وجود آورده بود. در این رهگذر پدر میکلآنژ «لودوویکو بوناروتی» که در گیرودار ناآرامیها شغل اداری خود را از دست داده بود به منظور کسب حمایت فرزندش وی را مجبور به بازگشت به فلورانس نمود. سالهای اقامت میکلآنژ در فلورانس، سالهای کار مداوم، تؤام با رنج وسختی و تأمین معاش پدر و برادران خودخواهش بود. [ویرایش] تندیس داووداجرای کار پر اهمیت «مجسمه داوود» که بیشتر به یک معجزه در قانون تعادل شبیه است، فکر میکلآنژ را به خود معطوف داشت. این مجسمه از سنگ مرمر بزرگی ساخته شده که چهلسال پیش از میکلآنژ، پیکرتراش دیگری بهنام «آگوستینو دانتونیو» بدون کسب موفقیت، برای ساخت آن اقدام کرده بود. این تختهسنگ، همچنان دست نخورده در گوشهای قرار داشت. میکلآنژ موفق شد تندیس داوود را بدون در نظر گرفتن سرگذشت تاریخی و سنت نهفته در آن خلق نماید. نتیجه کار میکلآنژ تحسین و تعجب همگان را برانگیخت. اجرای این کار هنری پوشیده از چشم همگان و در محیطی دربسته انجام گرفت و پس از پردهبرداری، عظمت کار این هنرمند نابغه آشکار شد. بهترین هنرمندان فلورانس مأموریت یافتند تا بهترین محل را برای استقرار این مجسمه انتخاب کنند. سرانجام به اتفاق آراء، ایوان کاخ «سینوریا» را برای این کار انتخاب نمودند. مجسمه داوود در سال ۱۸۸۲ بهیکی از سالنهای «آکادمی هنر» منتقل شد. [ویرایش] اقامت دوباره در رم(۱۵۰۵ - ۱۵۰۶)میکلآنژ بهمجرد ورود بهرم سفارش بزرگی از جانب پاپ ژولیوس دریافت نمود. ژولیوس دوم در نظر داشت مقبرهای باشکوه در زمان حیاتش بنا کند تا پس از مرگ نیز جلال و جبروت وی را نمایان سازد. از این رو میکلآنژ این استاد مسلم در معماری، نقاشی و پیکرتراشی، شایستهترین هنرمندی بود که طرح مقبره پاپ را بهنحو احسن میتوانست به مرحله اجرا درآورد. میکلآنژ پس از تهیه نقشههای ساختمانی، به مدت یکسال در معادن سنگمرمر «کارارا» به انتخاب و نظارت بر برش و حملونقل سنگهای مورد نیاز مشغول بود. پس از بازگشت به رم و ورود سنگهای مرمر، کار ساختمانی باشتاب و علاقمندی آغاز شد و ژولیوس با پیگیری و نظارت بر امور، مشوق هنرمندی میکلآنژ و پیشرفت کارها میشد. پس از مدتی اخلاق و رفتار پاپ تغییر یافت و در غیاب میکلآنژ به استخدام معمار و هنرمند دیگری به نام «برامانته» که رابطه خوبی با میکلآنژ نداشت، دست زد. [ویرایش] باز گشت بهفلورانس برای سومین بارپاپ ژولیوس دوم در حال طرح نقشه جنگ و تسخیر ایالات بیشتری بود. در همین ارتباط از هزینههای سنگین معماری و خرید سنگ مرمر کاملأ منصرف شده و در پی مجازات کسانی که چنین هزینه سنگینی را بدو تحمیل کرده بودند برآمد. از جمله میکلآنژ را، نهچندان مؤدبانه، اخراج کرد. میکلآنژ که خطر را حس کرده بود بهطور ناگهانی رم را ترک کرد و قبل از اینکه مأموران پاپ بهاو دست یابند، در آوریل ۱۵۰۶ بهفلورانس وارد شد. میکلآنژ پس از برخورداری از حمایت همشهریان و احساس امنیت، از پذیرش هرگونه سفارشی از رم سر باز زد و تمام مدت تابستان را در فلورانس بهسر برد. فعالیت هنری وی در این مدت احتمالأ محدود بهتکمیل تابلو «صحنه جنگ» میباشد. [ویرایش] مجسمه پاپ ژولیوس دوم در بولونیاپس از فرار میکلآنژ از رم، پاپ ژولیوس لشکرکشی علیه بولونیا را پیروزمندانه به پایان رسانید و میکلآنژ را با تضمین بیشتری دعوت بهکار نمود. هنرمند فلورانسی و ژولیوس گرچه هردو دارای طبعی سرکش بودند اما گرایش و جاذبهای دوجانبه آندو را بههم نزدیک مینمود. پاپ از میکلآنژ خواست تا مجسمه او را بهحالتی که نمایش دهنده پیروزی قدرتمندانه وی باشد، از برنز ساخته و در مدخل «کلیسای پترونیوس مقدس» در بولونیا نصب کند. میکلآنژ بدون داشتن تجربه در کارهای برنزی، به اتکای هنرمندان و استادان دیگر، این کار را پذیرفت اما هیچکس نتوانست وی را در این کار سترگ یاری دهد. این بار هم هنرمند نابغه از نبوغ ذاتی خود یاری جست و مجسمهای بینظیر از برنز خلق نمود که پاپ را در حالت نشسته، خرقهای بر دوش، با عصای فرمانروایی و کلید شهر در دست، همچون سرداران بزرگ دست دیگر خود را بلند کرده و درحالت فرمان دادن نشان میداد. سه سال پس از انقلاب این مجسمه به وسیله مردم بولونیا که از استبداد مذهبی ژولیوس به جان آمده بودند، نابود شد. مردم بولونیا متحدأ علیه نظام قدرتطلب ژولیوس به پا خاستند، نمایندگان و طرفداران وی را فراری دادند، مجسمه برنزی وی را در کوچه و بازار کشانده و سرانجام قطعات آن را در کوره ذوب نمودند. [ویرایش] سومین اقامت در رماین دفعه میکلآنژ بهاراده خود بهرم رفت و بهکارفرمای خود پیوست. او مایل نبود کار ساختمانی مقبره پاپ را بهانجام رساند بلکه در نظر داشت تزئین «کلیسای سیکستینی» را که در سفر دومش بهرم او را از اجرای آن خلعید کرده بودند ادامه دهد. پیش از این، رقبای وی کفایت او را در هنر نقاشی تحت سؤال قرارداده و او را شایسته اجرای چنین طرح سترگی نمیدانستند. میکلآنژ خود نیز از تسلط نسبی خویش بهاین هنر آگاهی داشت، با این وجود کار هنرمندانه خود را با دغدغهای مبارزهجویانه آغاز کرد. اجرای تزئین سقف کلیسا چهارسال و نیم بهدرازا کشید. این شاهکار هنری، بهعنوان یکی از باشکوهترین آثار میکلآنژ شناخته شدهاست. او از همان ابتدا طرح مورد نظر پاپ را تغییر داد و به جای دوازده حواریون مسیح، صدها منظره از خلقت آدم، سِفر ِ پیدایش، پیامبران پیش از مسیح و طوفان نوح و دیگر روایات انجیلی به تصویر کشید. [ویرایش] آرامگاه ژولیوس دومبلافاصله پس از اتمام رنگآمیزی سقف کلیسای سیکستینی، میکلآنژ بهعملیات ساختمانی مقبره پاپ پرداخت. چار ماه بعد، در سال ۱۵۱۳ پاپ ژولیوس دوم درگذشت و وارثان او قرارداد طرح کوچکتری را در تابستان ۱۵۱۳ به میکلآنژ تحمیل نمودند. مجسمه موسی یکی دیگر از کارهای معروف اوست که در «کلیسای سن پیترو» در «ونیکولی» در رم قرار دارد. «تندیس بردهگان» که از متعلقات مقبره ژولیوس دوم بود، در موزه لوور بهتماشا گذاشته شدهاست. [ویرایش] کلیسای مدیچی سن لورنسوپس از مرگ ژولیوس دوم، جانشین وی، «لئوی دهم» به تخت نشست و در این رهگذر، خانواده مدیچی که از وابستگان لئوی دهم بودند با اعمال قدرت و تزویر، نفوذ خود را در فلورانس گسترده و جو دوران استبدادی حکومت ساوونارولا را دوباره حاکم کردند. میکلآنژ از یک طرف این خانواده را دوست و حامی و کارفرمای خود میدانست و از سویی دیگر خود را میهنپرستی که طرفدار جمهوری فلورانس میباشد، معرفی مینمود و این خود موجب ایجاد تعارضی آشتیناپذیر بین روابط دوستانه با خانواده مدیچی و اعتقادات سیاسی وی میشد. میکلآنژ تحت تأثیر این تحولات سیاسی، عملیات ساختمانی مقبره ژولیوس دوم را ناتمام رها کرد و طرح دیگری را که خانواده مدیچی بهاو پیشنهاد کرده بود پذیرفت. این کار جدید شامل تزيین نمای خارجی کلیسای خانوادگی مدیچی به نام «سان لورنسو» در فلورانس بود که قرار داد آن در ژانویه سال ۱۵۱۸ امضاء شد. در این هنگام میکلآنژ ۴۴ ساله بود و دوران جوانی را پشت سر داشت. میکلآنژ بار دیگر برای نظارت بر کار و انتخاب سنگ مرمر به «کارارا» رفت. این قرارداد نیز در اهداف خود موفق نشد و سرانجام در ۱۵۱۸ ملغی شد. میکلآنژ دوازدهسال دیگر از عمر خود را در فلورانس گذراند و به سفارشات خانواده دمدمیمزاج مدیچی گردن نهاد. «میکلانجلو دیلودوویکو بوناروتی سیمونی»، هنرمند و نابغه عصر خود در تاریخ ۱۸ فوریه ۱۵۶۴ در رم، دیده از جهان فروبست و در «کلیسای استاکروس» شهر فلورانس استراحتگاه ابدی خویش را بازیافت. [ویرایش] آثار هنری بازمانده از میکلآنژ
|
|
||||||||||||
|
|
مارکونیشنبه سیزدهم بهمن 1386گولیلمو مارکونی (به ایتالیایی: Guglielmo Marconi)[1] (۲۵ آوریل ۱۸۷۴ - ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷) مهندس برق ایتالیایی و دریافتکننده جایزه نوبل بود که سیستم بیسیم تلگرافی یا همان رادیو را اختراع کرد. مارکونی رئیس فرهنگستان ایتالیا (Accademia d'Italia) و عضو شورای عالی فاشیستی ایتالیا بود. گولیلمو مارکونی در شهر بولونیای ایتالیا زاده شد. وی دومین پسر خانواده جوزپه مارکونی و آنی جیمسون که از خانوادههای اشراف و متشخصین ایتالیا به شمار میرفتند، بود. مادرش آنی دختر آندرو جیمسون از نوادگان دافنه (Daphne) در وکسفورد (Wexford) ایرلند برای خود تاریخچه بزرگی خانوادگی داشت. مارکونی به طور خصوصی درس خواند و تحصیلاتش را زیر نظر آموزگاران کارکشته ایتالیایی در بولونیا و فلورانس ادامه داد. به عنوان یک پسربچه علاقه زیادی به فیزیک و علوم الکترونیکی داشت و کارها و پژوهشهای کسانی مانند ماکسول، هرتز و دیگران را بررسی و مطالعه میکرد. در سال ۱۸۹۵ تجربیات و فعالیتهای آزمایشگاهی اش را در آزمایشگاه پدرش در پونتچیو (Pontecchio) شروع کرد جایی که اولین سیگنالها و نشانههای رادیویی تلگراف بیسیم را در فاصله یک و نیم مایلی مخابره کرد. در سال ۱۸۹۶ مارکونی تجهیزات آزمایشگاهی خود را به انگلیس آورد و در آنجا با سر ویلیام پریس (William Preece) مهندس الکترونیک اداره پست آشنا شد و بعد از یک سال حق ثبت امتیاز نخستین سیستم تلگراف بی سیم را دریافت کرد و این اختراع را به نام خود ثبت کرد. تأسیس کمپانی مارکونی یکی از دستگاههای فرستنده رادیویی مارکونی او با موفقیت تمام سیستم مخابره بی سیم خود را در لندن بین ایستگاه مخابراتی سالیزبوری (Salisbury) و بریستول (Bristol) در معرض نمایش گذاشت و در ژولای ۱۸۹۷ کمپانی تلگراف بی سیم و سیگنال (The Wireless Telegraph & Signal) را با مسوولیت محدود تأسیس کرد. این شرکت در سال ۱۹۰۰ به کمپانی تلگراف بی سیم مارکونی تغییر نام داد. در همان سال سیستم بی سیم خود را در حضور مقامات دولتی ایتالیا در اسپتزیا (Spezia) به معرض نمایش گذاشت. این نمایش در ایتالیا در فاصله ۱۲ مایلی انجام شد که رکوردی چشمگیر تا آن زمان بود. در سال ۱۸۹۹ ارتباط تلگراف بی سیم میان دو کشور فرانسه و انگلیس برقرار شد. او ایستگاههای بی سیم ثابتی را در نیدلز (Needles)، ایسل آو ویت (Isle of Wight)، بورن موث (Bournemouth) و پس از آن در هاون هتل (Haven Hotel)، پول (Poole) و دورست (Dorset) ایجاد کرد. وی همچنین در سال ۱۹۰۰ شماره مشهور ۷۷۷۷ را برای امتیاز مخابرات بی سیم هم فرکانس را به نام خود ثبت کرد. یک فرضیه با اثبات تجربیدر دسامبر سال ۱۹۰۱ او توانست فرضیه امواج رادیویی که تحت تأثیر چرخش زمین و در مدار آن قرار نمیگرفتند را اثبات کند. او با بیان این فرضیه اقدام به مخابره کردن اولین سیگنالهای امواج رادیویی در اقیانوس اطلس میان پولدهو (poldhu)، کورن وال (Cornwall) و سنت جونز (St. John's)، نیوفوندلند به فاصله ۲۱۰۰ مایلی مخابره کرد. سالهای ۱۹۰۲ تا ۱۹۱۲ او اختراعات دیگری را به ثبت رساند. در ۱۹۰۲ در طول سفر دریایی خود به فیلادلفیای امریکا تأثیرات روشنایی روز و ارتباط مستقیم آن با ارتباطات و امواج بی سیم را کشف کرد و در همان سال امتیاز ردیاب مغناطیسی خود را که پس از آن تبدیل به گیرنده استاندارد امواج رادیویی شد ثبت نمود. این گیرنده برای سالهای طولانی یک الگوی استاندارد و جامع بود. مخابره اولین پیام تلگرافی و امواج کوتاهمارکونی به همراه همسر دوم و فرزندشان در دسامبر ۱۹۰۲ او اولین پیغام کامل تلگرافی را از ایستگاههایی در گلاس بی (Glace Bay)، نووا اسکوشیا (Nova Scotia) و پس از آن کیپ کود (Cape Cod) و ماساچوست به پولدهو (Poldhu) مخابره شد. این آزمایشات در سال ۱۹۰۷ در آیین گشایش نخستین سرویس بازرگانی آن سوی اقیانوس اطلس بین گالاس بی و کلیفدن (Clifden) ایرلند به اوج خود رسید. این ماجرا پس از آن بود که نخستین سرویس همگانی تلگراف بی سیم در فاصلهای کوتاهتر میان باری در ایتالیا و آویداری در مونتهنگرو برقرار شد. مارکونی در سال ۱۹۰۵ امتیاز آنتن هوایی رادیویی را نیز به نام خود ثبت کرد. در سال ۱۹۱۴ به عنوان ستوان ارتش ایتالیا و پس از آن درسال ۱۹۱۶ در سمت ناخدای ناوگان ایتالیایی و سرکرده آنان، در ارتش خدمت کرد. در سال ۱۹۱۷ او عضو هیئت اعزامی ایتالیا به امریکا بود و در سال ۱۹۱۹ به عنوان نماینده تامالاختیار ایتالیا در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد. او نشان افتخار ارتش ایتالیا را به خاطر خدمت صادقانه به ارتش این کشور در سال ۱۹۱۹ دریافت کرده و طی سالهای خدمت در ارتش به پژوهش در مورد امواج کوتاه ادامه داد و اولین آزمایشها پیرامون این امواج را به طور عملی انجام داد، در سال ۱۹۲۳ با همکارانش در انگلیس به آزمایش روی این سری از امواج پرقدرت میان ایستگاه رادیویی پولدهو و قایق تفریحی مارکونی که در آتلانتا و مدیترانه بود پرداخت. پیشنهادات استفاده از این سیستم به معنای امپراتوری باشکوه ارتباطات بود که از سوی دولت انگلستان پذیرفته گشت و بدین ترتیب اولین ایستگاه ارتباطی میان انگلیس و کانادا در سال ۱۹۲۶ شکل گرفت و ایستگاههای بعدی متعاقباً در سالهای بعد اضافه شدند. کشف امواج کوتاهدر سال ۱۹۳۱ مارکونی پژوهشهای گسترده خود را درباره انتشار گسترده امواج کوتاه از سر گرفت که نتیجه آن در سال ۱۹۳۲ در قالب اولین تلفن بی سیم که از امواج کوتاه الکترومغناطیسی بهره میبرد ارائه داد که میان واتیکان رم و کستل گاندولفو (Castel Gandolfo)، شهری که پاپ تابستانها در آنجا مستقر بود بکار گرفته شد. دو سال بعد در سستری لوانته (Sestri Levante) امواج کوتاه رادیویی که برای هدایت کشتی کشف کرده بود را در برابر نیروی دریایی به معرض نمایش گذاشت. او پس از این اختراعات، مدرک دکترای افتخاری دانشگاههای بسیاری را در سراسر اروپا کسب کرد و در مجامع جهانی جوائز و افتخارات زیادی را به نام خود ثبت نمود که از میان آنها میتوان به جایزه نوبل با مشارکت فردیناند برون در فیزیک در سال ۱۹۰۹، نشان آلبرت از جامعه سلطنتی هنری (The Royal Society of Art)، نشان جان فریتز (John Fritz)، نشان کلوین (Kelvin) و ... اشاره کرد. او همچنین از طرف تزار روسیه نیز مفتخر به کسب عنوان شد و حتی از سوی سنت آن (St.Anne)، پادشاه ایتالیا به لقب فرمانده ارشد نایل آمد. بسیاری دیگر نیز در همان زمان به استعداد و نبوغ او واقف بودند. در ۱۹۱۴ او در مجلس سنای ایتالیا به مقام سناتوری رسید و در انگلستان به عنوان یک نجیب زاده در رویال ویکتورین (Royal Victorian) به شهرت رسید و پس از آن در سال ۱۹۲۹ به عنوان موروثی مارچس (Marchese) دست پیدا کرد. زندگی شخصیدر سال ۱۹۰۵ با بئاتریس اوبرین (Beatrice O'Brien) دختر بارون چهاردهم اینچیگوئین (Inchiquin) ازدواج کرد. ازدواجی که تا ۱۹۲۷بیشتر دوام نداشت و در همان سال با کنتس بتزی-اسکالی (Bezzi-Scali) از شهر رم پیمان زناشویی بست. مارکونی از ازدواج اولش یک پسر و دو دختر داشت و از همسر دومش فقط صاحب یک دختر شد. تفریح او در زمان فراغتش شکار، دوچرخه سواری و خودرورانی بود. وی در نهایت در ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷ در رم درگذشت. پانویس ^ در زبان ایتالیایی ترکیب gli «لیی» تلفظ میشود. |
|
||||||||||||
|
|
معنی ایتالیا چیه؟چهارشنبه سوم بهمن 1386ایتالیا (Italy) نام فارسی آن دخیل از ایتالیایی Italia است. از لاتین Italia، البته ریشه ای غیر لاتین دارد و احتمالاً از ریشه یونانی italos (گاو نر)، از هندواروپایی wet. ساکنان باستانی Oscan، ایتالیا را Viteliu می نامیدند که از همان ریشه است.احتمالاً به علت فراوانی این حیوان. • Friagi/ Friaz'(روسی باستان): از نامی که بیزانسی ها به فرانک ها می دادند. • Valland (ایسلندی): "سرزمین valer (نامی که اسکاندیناویایی ها به سلت ها و بعد ها به اقوام رومی شده دادند)". • Włochy (لهستانی) و Olaszország (مجاری): از گوتیکwalh ، همریشه با Valland. |
|
||||||||||||
|
|
موسولینییکشنبه سی ام دی 1386حالا می خوام یکمی هم از شخصیت های ایتالیایی بگویم مثلا همین موسولینی که او را شریم هیتلر بگویم.البته بگویم با این که در ایتالیا با موسولینی مخالفند ولی همه چیز هایی رو که او ساخته در شهر بازسازی کرده اند و یبا نگه داشته اند.روبهروی ورزشگاه المپیکو رم پلی است ر روی اون نقاشی هایی از جنگ های زمان موسولینی است ...حالا برای خواندن یه سری مطالب راجع به او از ویکی پدیا زیر را بخوانید: بنیتو موسولینیبنیتو موسولینی (در ایتالیایی: Benito Amilcare Andrea Mussolini) رهبر ایتالیای فاشیست طی دوران جنگ جهانی دوم بود. موسولینی شریک جنایات هیتلر بود که وی را در جنگ افروزی هایش یاری داده . وی در جریان جنگ به کشور لیبی حمله کرد و در آنجا با مقاومت سرسختانه عمر مختار رهبر مبارزان اسلامی و آزادیخواه لیبی مواجه شد و پس از درگیریها و کشتار فراوانی که بین نیروهای عمر مختار و ارتش ایتالیا در گرفت نیروهای موسولینی توانستندآنها را مغلوب خود کرده و عمر مختار را دستگیر و پس از محاکمه به دارش آویختند و اعدام نمودند . موسولینی در پایان جنگ جهانی دوم در حالی که به اتفاق همسرش در حال فرار از نیرو های متفقین بودند در مزرعه ای توسط پارتیزان های ایتالیایی دستگیر شده و در همان جا پس از محاکمه صحرایی به اعدام محکوم شدند و در حالی که او و همسرش بصورت وارونه به سیم خاردار بسته شده تیرباران شدند |
|
||||||||||||
|
|
فیرنزه یا فلورانسپنجشنبه بیست و هفتم دی 1386فلورانس (ایتالیایی: Firenze، تلفظ: فیرنتزه) یکی از شهرهای تاریخی و بسیار زیبا در ایتالیا است و همکنون پایتخت ناحیه توسکانی ایتالیا میباشد. شهر فلورانس از سال ۱۸۶۵ تا ۱۸۷۰ پایتخت پادشاهی ایتالیا بوده است. در قرون وسطا فلورانس مرکز تجارت و امور مالی اروپا بوده و بعدها رنسانس ایتالیا از این شهر آغاز شد. خاندان مدیچی سالهای طولانی در شهر فلورانس فرمانروایی داشتند. انواع هنر بهویژه هنر معماری و تندیسگری در شهر فلورانس جایگاه ویژهای داشته و دارد به طوری که این شهر را به یکی از مهمترین مراکز هنری اروپا تبدیل کرده است.
همچنین آثار دیگر تاریخی فلورانس بشرح زیر است: 1-Palazzo Vecchio 2-Loggia de,Lanzi (دراین محل آثار هنری زیبای چلینی بنام Perseus دیده می شود.) 3-دوئومو (Doumo) (در آنجا آخرین مجسمه که میکلانژ ساخت مشاهده می شود.) 4-Palazzo Riccardi (محل اقامت خانواده مدیچی) 5-کلیسای سانتا کروچه به معنای (صلیب مقدس)، (میکل آنژ و مکیاویلی در آنجا دفن شده اند.)
عمده درآمد گردشگری در اروپا از این شهر می باشد. پانویس |
|
||||||||||||
![]() |
|
![]() |
||||||||||||
ایتالیا
درباره ي كشور ايتاليا








